اصطلاحات انگلیسی پرکاربرد در محیط کار
اگر در یک شرکت بینالمللی، تیم Remote یا محیطی با همکاران انگلیسیزبان کار کنید، خیلی زود متوجه میشوید که Grammar تنها چیزی نیست که به آن نیاز دارید.
در محیط کار جملههای کوتاه و Phraseهای مشخصی بارها تکرار میشوند.
مثلاً برای:
شروع جلسه
درخواست کمک
پیگیری پروژه
گزارش پیشرفت
توضیح Deadline
ارسال فایل
موافقت
مخالفت
Clarification
و پایان مکالمه.
اگر این Phraseها را بهصورت Chunk یاد بگیرید، Speaking شما طبیعیتر و سریعتر میشود.
در این مقاله مهمترین اصطلاحات و جملههای کاربردی Workplace English را براساس موقعیت بررسی میکنیم.
شروع روز کاری
جملههای ساده:
Good morning.
صبح بخیر.
How’s it going?
اوضاع چطور است؟
How are things?
کارها چطور پیش میروند؟
برای همکارانی که رابطه دوستانهتری دارند این ساختارها طبیعی هستند.
شروع مکالمه کاری
Hi, do you have a minute?
سلام، یک دقیقه وقت داری؟
یا:
Can I ask you something?
میتوانم چیزی ازت بپرسم؟
یا رسمیتر:
Do you have a moment to discuss the project?
فرصت داری درباره پروژه صحبت کنیم؟
Do you have a minute?
یکی از پرکاربردترین جملههای Workplace English است.
معمولاً معنای واقعی آن دقیقاً یک دقیقه نیست.
یعنی:
الان فرصت کوتاهی برای صحبت داری؟
درخواست کمک
Could you help me with this?
میتوانی در این مورد کمکم کنی؟
Could you take a look at this?
میتوانی نگاهی به این بیندازی؟
Would you mind checking this for me?
ممکن است این را برایم بررسی کنی؟
Could و Can
Can مستقیمتر است.
Could معمولاً کمی مؤدبانهتر است.
مثلاً:
Can you send me the file?
Could you send me the file, please?
درخواست ارسال فایل
Could you send me the latest version?
میتوانی آخرین نسخه را برایم بفرستی؟
Please send me the updated file when you have a chance.
لطفاً وقتی فرصت کردی فایل بهروزشده را برایم بفرست.
Latest Version
یعنی جدیدترین نسخه.
Updated Version
یعنی نسخهای که اصلاح یا بهروزرسانی شده است.
پیگیری
Just following up on my previous message.
فقط پیام قبلیام را پیگیری میکنم.
یا:
I wanted to follow up on...
میخواستم ... را پیگیری کنم.
Follow Up
یکی از پرکاربردترین عبارتها در Email و Workplace Communication است.
مثلاً:
I’ll follow up with the client tomorrow.
فردا موضوع را با مشتری پیگیری میکنم.
Update دادن
Here’s a quick update.
یک بهروزرسانی کوتاه.
یا:
Just to give you an update...
برای اینکه در جریان باشید...
یا:
The project is currently on schedule.
پروژه در حال حاضر طبق برنامه پیش میرود.
Update خواستن
Could you give me an update on the project?
میتوانی درباره وضعیت پروژه به من Update بدهی؟
Any updates on this?
خبر جدیدی درباره این هست؟
دومی Informalتر است.
On Track
عبارت مهم:
We’re on track.
یعنی طبق برنامه پیش میرویم.
مثلاً:
We’re on track to finish by Friday.
طبق برنامه تا جمعه تمام میکنیم.
Behind Schedule
یعنی از برنامه عقب بودن.
مثلاً:
We’re slightly behind schedule.
کمی از برنامه عقب هستیم.
Ahead of Schedule
یعنی جلوتر از برنامه.
We’re ahead of schedule.
از برنامه جلو هستیم.
Deadline
یکی از مهمترین کلمات محیط کار.
Meet a deadline
یعنی رسیدن به Deadline.
Miss a deadline
یعنی Deadline را از دست دادن.
Extend a deadline
یعنی Deadline را تمدید کردن.
جملهها
Can we extend the deadline?
میتوانیم Deadline را تمدید کنیم؟
We need to meet the deadline.
باید به Deadline برسیم.
I may need an extra day to complete this.
ممکن است برای تکمیل این یک روز اضافه نیاز داشته باشم.
وقتی تأخیر داریم
I’m running a little behind.
کمی عقب افتادهام.
I need a bit more time to finish this.
کمی زمان بیشتری برای تمام کردن نیاز دارم.
I should have it ready by tomorrow afternoon.
احتمالاً تا فردا بعدازظهر آماده خواهد بود.
Should Have It Ready
یک Phrase طبیعی برای زمان تحویل تقریبی است.
مثلاً:
I should have the report ready by noon.
شروع جلسه
Let’s get started.
شروع کنیم.
Shall we begin?
شروع کنیم؟
Thanks everyone for joining.
از همه بابت حضور متشکرم.
Agenda
What’s on the agenda today?
امروز چه چیزهایی در دستور جلسه است؟
Let’s move to the next item on the agenda.
برویم سراغ مورد بعدی دستور جلسه.
نظر دادن
I think...
فکر میکنم...
In my opinion...
به نظر من...
From my perspective...
از دید من...
My view is that...
نظر من این است که...
نظر خواستن
What do you think?
نظرت چیست؟
What’s your view on this?
نظرت درباره این چیست؟
Do you have any thoughts on this?
نظری درباره این داری؟
موافقت
I agree.
موافقم.
I completely agree.
کاملاً موافقم.
That makes sense.
منطقی است.
I’m on the same page.
همنظر هستم.
On the Same Page
یکی از اصطلاحات معروف محیط کار.
معنی:
همه درک یا نظر مشترکی دارند.
مثلاً:
Let’s make sure we’re all on the same page.
مطمئن شویم همه برداشت یکسانی داریم.
مخالفت مؤدبانه
I see your point, but...
منظورت را درک میکنم، اما...
I’m not sure I agree.
مطمئن نیستم موافق باشم.
I understand your concern. However...
نگرانیات را درک میکنم، اما...
I See Your Point
عبارت خوبی برای مخالفت محترمانه است.
ابتدا نشان میدهد نظر طرف مقابل را فهمیدهاید.
Interrupting Politely
Sorry to interrupt, but...
ببخشید که حرفت را قطع میکنم، اما...
Can I add something?
میتوانم نکتهای اضافه کنم؟
If I may add...
اگر اجازه بدهید اضافه کنم...
Clarification
Could you clarify that?
میتوانی روشنتر توضیح بدهی؟
What do you mean by...?
منظورت از ... چیست؟
Could you explain that in a bit more detail?
میتوانی کمی بیشتر توضیح بدهی؟
I’m Not Sure I Follow
یعنی:
مطمئن نیستم کامل متوجه شده باشم.
عبارت طبیعی:
I’m not sure I follow. Could you explain that again?
تکرار درخواست کردن
Could you repeat that, please?
میتوانی دوباره بگویی؟
Sorry, I didn’t catch that.
ببخشید، متوجه نشدم.
Could you say that again?
میتوانی دوباره بگویی؟
I Didn’t Catch That
یک Phrase طبیعی برای وقتی است که چیزی را نشنیده یا نفهمیدهاید.
جلسه آنلاین
Can everyone hear me?
همه صدای من را دارند؟
You’re on mute.
میکروفونت بسته است.
Your audio is breaking up.
صدایت قطع و وصل میشود.
I think we lost you for a second.
فکر کنم یک لحظه ارتباطت قطع شد.
Share Screen
Can you share your screen?
میتوانی صفحهات را Share کنی؟
I’ll share my screen.
صفحهام را به اشتراک میگذارم.
Connection Issues
My connection is a bit unstable.
اینترنتم کمی ناپایدار است.
Could you turn off your camera for a moment?
میتوانی برای لحظهای دوربینت را خاموش کنی؟
جلسه را جمعبندی کردن
To sum up...
برای جمعبندی...
So, the next steps are...
پس مراحل بعدی اینها هستند...
Let’s recap what we’ve agreed on.
بیایید چیزی را که توافق کردیم مرور کنیم.
Recap
یعنی مرور خلاصه.
مثلاً:
Let me quickly recap the main points.
Action Items
یکی از اصطلاحات مهم جلسه:
Action Items
یعنی کارهایی که باید بعد از جلسه انجام شوند.
مثلاً:
Let’s review the action items before we finish.
Task دادن
Could you take care of this?
میتوانی این را انجام بدهی؟
Can you handle this task?
میتوانی این Task را مدیریت کنی؟
Could you have this ready by Monday?
میتوانی تا دوشنبه آمادهاش کنی؟
Take Care of Something
در محیط کار معمولاً یعنی:
رسیدگی کردن به یک کار.
مثلاً:
I’ll take care of it.
من رسیدگی میکنم.
Handle
معنی کاربردی:
مدیریت یا رسیدگی کردن.
I’ll handle the client call.
من تماس مشتری را مدیریت میکنم.
مسئولیت پذیرفتن
I’ll take responsibility for this.
مسئولیت این را میپذیرم.
I’ll take ownership of the task.
مسئولیت کامل Task را میگیرم.
Take Ownership
Phrase حرفهای و پرکاربرد.
یعنی:
مسئولیت واقعی کار را بر عهده گرفتن.
واگذار کردن
I’ll assign this task to...
این Task را به ... واگذار میکنم.
Could you assign this to someone on your team?
میتوانی این را به یکی از اعضای تیمت بسپاری؟
Priority
What’s the priority?
اولویت چیست؟
This is our top priority.
این بالاترین اولویت ماست.
Let’s prioritize the urgent tasks first.
اول کارهای فوری را در اولویت بگذاریم.
High Priority
This is high priority.
این اولویت بالایی دارد.
Low Priority
This can wait. It’s low priority.
این میتواند صبر کند؛ اولویت پایینی دارد.
ASAP
ASAP یعنی:
As Soon As Possible.
یعنی هرچه سریعتر.
مثلاً:
Please send it ASAP.
اما در محیط حرفهای بهتر است اگر ممکن است Deadline دقیق بدهید.
EOD
EOD یعنی:
End of Day.
مثلاً:
Please send the report by EOD.
لطفاً گزارش را تا پایان امروز ارسال کنید.
COB
COB یعنی:
Close of Business.
در بعضی محیطها معنی نزدیک به پایان ساعات کاری دارد.
FYI
FYI یعنی:
For Your Information.
مثلاً:
FYI, the meeting has been moved to Friday.
جهت اطلاع، جلسه به جمعه منتقل شده است.
Heads-up
Just a heads-up...
فقط خواستم از قبل در جریان باشی...
مثلاً:
Just a heads-up, the client may call this afternoon.
Heads-up
یعنی:
اطلاع قبلی یا هشدار کوتاه.
Touch Base
Let’s touch base tomorrow.
فردا یک هماهنگی کوتاه داشته باشیم.
Touch base معمولاً یعنی:
کوتاه با هم هماهنگ شدن.
Circle Back
Let’s circle back to this later.
بعداً دوباره به این موضوع برگردیم.
در Business English بسیار رایج است.
Get Back to Someone
I’ll get back to you tomorrow.
فردا پاسخ میدهم / برمیگردم با جواب.
این Phrase در Email و Conversation بسیار کاربردی است.
Keep Me Posted
Keep me posted.
من را در جریان بگذار.
مثلاً:
Keep me posted on any changes.
Keep Someone in the Loop
Please keep me in the loop.
من را در جریان موضوع نگه دار.
معمولاً درباره پروژهها و تصمیمها استفاده میشود.
Loop Someone In
I’ll loop Sarah in.
سارا را هم وارد این گفتگو یا جریان اطلاعات میکنم.
Reach Out
Feel free to reach out if you have any questions.
اگر سؤالی داشتی با من در تماس باش.
Reach out یعنی:
تماس گرفتن یا ارتباط برقرار کردن.
Check In
I just wanted to check in.
فقط خواستم وضعیت را بررسی کنم.
میتواند برای پیگیری همکار، پروژه یا مشتری استفاده شود.
Bandwidth
در محیط کاری ممکن است کسی بگوید:
I don’t have the bandwidth for this right now.
یعنی:
در حال حاضر ظرفیت زمانی یا کاری برای این ندارم.
منظور Internet Bandwidth نیست.
Workload
My workload is quite heavy this week.
حجم کارم این هفته زیاد است.
Busy vs Swamped
I’m a bit busy.
کمی سرم شلوغ است.
I’m swamped.
خیلی سرم شلوغ است.
Swamped غیررسمیتر است.
Take Something Offline
Let’s take this offline.
یعنی:
این موضوع را خارج از جلسه فعلی جداگانه بررسی کنیم.
معمولاً وقتی Discussion برای همه اعضای جلسه لازم نیست استفاده میشود.
Brainstorm
Let’s brainstorm some ideas.
بیایید چند ایده پیدا کنیم.
Brainstorm یعنی تولید ایده بدون ارزیابی فوری.
Think Outside the Box
We need to think outside the box.
باید خلاقانهتر فکر کنیم.
این Idiom بسیار رایج است، اگرچه در بعضی محیطها کلیشهای شده است.
Back to Square One
We’re back to square one.
برگشتیم سر نقطه اول.
یعنی راهحل قبلی جواب نداده و باید دوباره شروع کرد.
Learn the Ropes
It took me a few weeks to learn the ropes.
چند هفته طول کشید تا روال کار را یاد بگیرم.
یعنی با نحوه انجام کار آشنا شدن.
Get the Ball Rolling
Let’s get the ball rolling.
بیایید کار را شروع کنیم.
Wrap Up
Let’s wrap up the meeting.
بیایید جلسه را جمع کنیم.
یا:
I’ll wrap this up by Friday.
تا جمعه این را تمام میکنم.
Call It a Day
Let’s call it a day.
بیایید کار امروز را تمام کنیم.
Informal است.
Raise a Concern
I’d like to raise a concern.
میخواهم یک نگرانی را مطرح کنم.
Phrase حرفهای برای مطرح کردن مشکل.
Address an Issue
We need to address this issue.
باید به این مشکل رسیدگی کنیم.
Resolve an Issue
We’re working to resolve the issue.
در حال تلاش برای حل مشکل هستیم.
Fix vs Resolve
Fix معمولاً مستقیمتر و روزمرهتر است.
Resolve حرفهایتر و گستردهتر است.
Problem vs Issue
در محیطهای Corporate اغلب:
Issue
بهجای Problem استفاده میشود.
اما هر دو درست هستند.
Feedback دادن
Here’s some feedback.
یک بازخورد دارم.
One thing you could improve is...
یک موردی که میتوانی بهتر کنی ... است.
Overall, this looks good.
در مجموع خوب است.
Feedback خواستن
Could you give me some feedback on this?
میتوانی درباره این Feedback بدهی؟
I’d appreciate your feedback.
از بازخوردت ممنون میشوم.
Good Job
Great work.
کار عالی بود.
Nice job.
خوب بود.
Well done.
آفرین.
Praise حرفهایتر
You did a great job on the presentation.
ارائه را خیلی خوب انجام دادی.
The report was very clear and well structured.
گزارش خیلی واضح و ساختاریافته بود.
اشتباه کردن
I made a mistake.
اشتباه کردم.
That was my mistake.
اشتباه از من بود.
I take responsibility for that.
مسئولیتش را میپذیرم.
اصلاح اشتباه
I’ll fix it right away.
فوراً درستش میکنم.
I’ll make the necessary changes.
تغییرات لازم را انجام میدهم.
وقتی مطمئن نیستید
I’m not sure, but I’ll check.
مطمئن نیستم، ولی بررسی میکنم.
Let me confirm that first.
اجازه بده اول تأیید کنم.
I’ll get back to you with the correct information.
با اطلاعات درست برمیگردم.
این Phrase بسیار حرفهای است
بهتر از حدس زدن است.
ایمیل کاری
شروع ساده:
Hi Sarah,
Thanks for your email.
I’m writing regarding...
Just following up on...
فایل پیوست
Please find the attached file.
فایل پیوست را مشاهده کنید.
I’ve attached the report.
گزارش را پیوست کردهام.
Attachment
Attachment یعنی فایل پیوست.
The document is attached.
فایل پیوست شده است.
پایان Email
Please let me know if you have any questions.
اگر سؤالی دارید اطلاع دهید.
Looking forward to hearing from you.
منتظر پاسخ شما هستم.
Best regards
Kind regards
Out of Office
I’ll be out of the office tomorrow.
فردا در دفتر نیستم.
I’ll be on leave next week.
هفته آینده مرخصی هستم.
Annual Leave
مرخصی سالانه.
Sick Leave
مرخصی استعلاجی.
Day Off
روز تعطیل یا مرخصی.
Schedule
What does your schedule look like tomorrow?
برنامه فردایت چطور است؟
Are you available at 3 PM?
ساعت ۳ در دسترس هستی؟
Reschedule
Can we reschedule the meeting?
میتوانیم زمان جلسه را تغییر دهیم؟
Could we move the meeting to Thursday?
میتوانیم جلسه را به پنجشنبه منتقل کنیم؟
Cancel
The meeting has been cancelled.
جلسه لغو شده است.
Push Back a Meeting
Can we push the meeting back by an hour?
میتوانیم جلسه را یک ساعت عقب بیندازیم؟
Move Up a Meeting
Can we move the meeting up?
میتوانیم جلسه را زودتر برگزار کنیم؟
Book a Meeting
I’ll book a meeting for tomorrow.
برای فردا جلسه تنظیم میکنم.
Set Up a Meeting
Let’s set up a meeting.
بیایید یک جلسه تنظیم کنیم.
Schedule Conflict
I have a scheduling conflict.
برنامهام با آن زمان تداخل دارد.
Available
I’m available after 2 PM.
بعد از ساعت ۲ وقت دارم.
Not Available
I’m not available at that time.
در آن ساعت در دسترس نیستم.
Remote Work
I’ll be working remotely today.
امروز Remote کار میکنم.
I’m working from home today.
امروز از خانه کار میکنم.
Office English برای Remote Team
با رشد تیمهای Remote، عبارتهایی مانند:
sync up
async
update
status
stand-up
در محیطهای کاری زیاد دیده میشوند.
Sync Up
Let’s sync up tomorrow.
فردا هماهنگ شویم.
Async
Let’s handle this asynchronously.
بیایید این موضوع را بدون جلسه و بهصورت غیرهمزمان پیش ببریم.
Stand-up
Daily stand-up
جلسه کوتاه روزانه برای Update تیم.
Blocker
I have a blocker.
یک مانع دارم که جلوی پیشرفت کار را گرفته.
مثلاً:
I’m blocked waiting for access to the server.
Unblock
Can you help unblock this task?
میتوانی کمک کنی مانع این Task برطرف شود؟
Deliverable
The final deliverable is due Friday.
خروجی نهایی جمعه باید تحویل شود.
Milestone
We’ve reached the first milestone.
به اولین مرحله مهم پروژه رسیدهایم.
Scope
This is outside the project scope.
این خارج از محدوده پروژه است.
Scope Creep
وقتی Requirements پروژه کمکم بدون کنترل زیاد شوند، اصطلاح Scope Creep استفاده میشود.
Kick-off
Project Kick-off
جلسه یا شروع رسمی پروژه.
Launch
We’re planning to launch next month.
قرار است ماه آینده Launch کنیم.
Roll Out
We’ll roll out the new feature gradually.
ویژگی جدید را بهتدریج منتشر میکنیم.
Go Live
The website will go live on Monday.
سایت دوشنبه بهصورت رسمی فعال میشود.
Workplace English را چگونه تمرین کنیم؟
Phrase را فقط نخوانید.
سناریو بسازید.
مثلاً:
جلسه.
مشتری.
همکار.
Deadline.
Report.
و Phrase را در Context استفاده کنید.
روزانه پنج Phrase
بهجای ۵۰ Phrase، روزانه ۵ مورد یاد بگیرید.
برای هرکدام:
Meaning
Example
Own Sentence
داشته باشید.
Shadowing
فایلهای Business English گوش دهید و جملهها را تکرار کنید.
این کار به:
Pronunciation
Rhythm
Fluency
کمک میکند.
Role-play
سناریو:
Manager + Employee
Client + Salesperson
Colleague + Colleague
Team Meeting
برای Workplace English بسیار مؤثر است.
اصطلاحات را بدون Context حفظ نکنید
مثلاً فقط:
circle back = برگشتن
حفظ نکنید.
جمله یاد بگیرید:
Let’s circle back to this after the meeting.
Formal و Informal را بشناسید
مثلاً:
Send me the file.
مستقیم است.
Could you send me the file, please?
حرفهایتر و مؤدبانهتر.
Tone مهم است
Business English فقط معنی نیست.
لحن نیز مهم است.
گاهی یک جمله Grammar درست دارد، اما بیش از حد مستقیم است.
اصطلاحات انگلیسی محیط کار در کرمان
افرادی که در کرمان برای شرکتهای بینالمللی، Remote Job یا مهاجرت کاری آماده میشوند، بهتر است Workplace English را در کنار General English تقویت کنند.
چون محیط کار Vocabulary و Phraseهای خاص خودش را دارد.
Workplace English در آموزشگاه راه ابریشم
برای زبانآموزانی که قصد بررسی دورههای Business English آموزشگاه زبان راه ابریشم در کرمان را دارند، بهتر است درباره دورههای فعال همان زمان اطلاعات دریافت شود.
در صورت فعال بودن دوره مرتبط، تمرین میتواند براساس:
Industry
Job Role
Current Level
Meetings
Emails
Job Interviews
و Client Communication
شخصیسازی شود.
چکلیست Workplace English
میتوانم Update بدهم؟
میتوانم Deadline را توضیح بدهم؟
میتوانم مؤدبانه کمک بخواهم؟
میتوانم در جلسه نظر بدهم؟
میتوانم مخالفت حرفهای کنم؟
میتوانم Clarification بخواهم؟
میتوانم جلسه را جمعبندی کنم؟
میتوانم ایمیل کوتاه بنویسم؟
میتوانم مشکل پروژه را توضیح بدهم؟
میتوانم با Client تماس داشته باشم؟
اگر چند مورد ضعیف است، همانها باید وارد برنامه Business English شوند.
جمعبندی
برای استفاده حرفهای از انگلیسی در محیط کار فقط Grammar و Vocabulary عمومی کافی نیست.
باید Phraseهایی را بلد باشید که در موقعیتهای واقعی بارها استفاده میشوند.
از مهمترین آنها:
follow up
give an update
on track
meet a deadline
keep me posted
keep me in the loop
reach out
touch base
circle back
take ownership
raise a concern
wrap up
get back to you
هستند.
اما حفظ معنی کافی نیست.
هر Phrase را در Sentence و Situation واقعی تمرین کنید.
مثلاً:
I’ll get back to you tomorrow.
Please keep me posted.
Let’s circle back to this later.
We’re on track to finish by Friday.
این روش باعث میشود عبارتها وارد Speaking واقعی شما شوند.
هدف Workplace English این نیست که خیلی رسمی یا پیچیده صحبت کنید.
هدف این است که در محیط حرفهای:
واضح
طبیعی
محترمانه
و مؤثر
ارتباط برقرار کنید.
تعیین سطح رایگان کمک میکند دوره مناسب سن، سطح و هدفتان را انتخاب کنید.

